علي بن حسين انصارى شيرازى
393
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
مستحيل به خون شود و صفت مجموع گفته شود لحم الحملان فاضلترين گوشتها گوشت بره و نيكوترين آن گوشت حولى بود و طبيعت آن گرم بود در اول و نيكو بود جهت بدنهاى معتدل و معدهء معتدل و مولد غذاى بسيار گرم و تر بود و چون بسوزانند و بر بهق و برص طلا كنند نافع بود و بر قوبا سود دهد و خاكستر گوشت سفيدى چشم زايل كند و گوشت سوخته گزندگى مار و عقرب جراره را سودمند بود و با شراب گزندگى سگ ديوانه را نافع بود و خوردن وى مولد بلغم بود و مصلح وى مثلث يا حلواى شكر بود و مضر بود به كسى كه غثيان داشته باشد و مصلح وى به اشيا قابض بود لحم النعاج گوشت ميش حرارت آن كمتر بود از گوشت بره و خونى بد از وى متولد شود لحم الخنازير ترسايان گويند گوشت وى بهترين گوشت و حوش بود و آنچه صحيح است بهترين گوشت و حوش گوشت آهو بود و گوشت خنزير برى و اهلى زودهضم شود و زود بگذرد و غذائى اندك دهد اما به قوت بود و جالينوس گويد موافق انسان معتدل المزاج بود و گويد قومى كه گوشت آدمى خورند اگر گوشت خوك خورند فرق نتوانند كرد بلون و طعم و بوى و اين دليل ملايمت و مشابهت بود و وى غليظ بود و لزج بود و قطع لزوجت آن به شراب يا حلواى قندى كنند لحم الجداء گوشت چپش فضول آن كمتر از گوشت بره بود و بزغاله شيرخواره كه شير نيكو خورده باشد نيكو بود و اگر شير بد خورده باشد بد بود و نيكوترين آن سياهرنگ بود سبكتر و لذيذتر و گويند آنچه سرخ بود و چشم ازرق حرارت آن كمتر از گوشت ميش بود و معتدل بود در رطوبت و يبوست و زود هضم شود و نافع بود جهت كسى كه دمل و دانها ( دانهها ) بر اعضاى وى بر مىآيد و خون معتدل نيكو ميان لطافت و غلظ از وى متولد شود و چون بريان كرده بود مضر بود و بقولنج كشد و مصلح آن حلواى عسل بود لحم المعز الاناث و التيوس گوشت بز ماده و دكه بد بود و دشخوار هضم بود و غذا بد دهد و مولد خون بد باشد كه ميل بسياهى داشته باشد لحم البقر گوشت گاو بهترين آن بود كه جوان سن بود و نيكوترين اوقات خوردن وى بهار بود و چون به سكباج بپزند منع سيلان ماده از معده بكند و وى از اغذيه اصحاب كد بود و دشوار هضم شود و غذائى غليظ دهد و آنچه سياه بود مرضهاى سوداوى از وى متولد گردد و بهق و جرب و سرطان و قوبا و جذام و داء الفيل و دوالى و وسواس و تب ربع و سپرز پيدا كند و آنچه ضرر آن كم كند و مصلح آن بود دارچينى و فلفل و زنجبيل است و در پختن اگر پوست خربزه در ديگ اندازند زودتر گوشت را پخته و مهرا گرداند لحم العجل گوشت گوساله نيكوتر از گوشت گاو بود و كبش نيكوتر آن بود كه نزديك زائيده بود و طبيعت آن گرم و تر بود و غذائى معتدل بود و خون صالح از وى متولد شود و مصلح اصحاب رياضت بود و مطحول را مضر بود و مصلح آن رياضت و استحمام بود